نتیجه نهایی: این عوامل، هرگونه منطق سازگاری را نابود کرد و جدایی را به نفرت شدید، ترس و وحشت مردم از نظامیان تبدیل نمود، که متقابلاً با اعمال زشت نظامیان (مصادره و کشتار) تقویت شد.
من منتظر ادامهٔ مطالب شما در همین راستا هستم.
همین نفرت و جدائی باعث ایجاد فاصله زیادی بین مردم و عملیات نظامی و اصولا یاد گیری فنون مبارزه و امور جنگی شد.مردم ترجیح می دادند که کشت و کار کنند و سهم نظامیان و ارباب ها را بدهند و راضی به سهم ناچیز خود بودند و در شهرها هم مردم تجارت و کاسبی می کردند و اصولا هر گونه تحرک نظامی را به ضرر خود ارزیابی می کردند و ان ها هم به نوبه خودشان باج و خراج حاکمان را می پرداختند و وجود امنیت را بالاتر از استقلال کشور ارزیابی می کردند.اصولا در باور و فرهنگ عمومی مسائلی مانند استعمار و اشغال و حتی مملکت و ملت شکل نداشت و ان ها همین که در امنیت شکننده می توانستند کاسبی کنند برایشان کفایت داشت.ان ها با هر گونه عِرق ملی و وطن دوستی بیگانه بودند و بیشتر اوقات آزادیخواهان و مبارزان در راه وطن را اخلالگر و مزاحم کسب و کار و تجارت و کشاورزی می دانستند و درمورد استقلال و بیرون راندن متجاوزان حتی در محیط خانه هم حرفی نمی زدند و چه بسا جوانان و شجاعانی که در همان شهر و روستا توسط مردم پشتیبانی نشدند و حتی لو رفتند و بدست نظامیان اشغالگر مینوی شدند
از این جزئیات تکمیلی بسیار مهم سپاسگزارم. این نکات به خوبی بُعد اجتماعی و فرهنگی ریشههای این شکاف را روشن میسازد.
طبق دستور شما، من این اطلاعات جدید را به بخش دوم اضافه کرده و کل مجموعه را مجدداً برای اطمینان از دقت ذخیرهسازی، بازسازی میکنم. در این مرحله، هیچ تحلیلی انجام نخواهم داد و صرفاً اطلاعات را انباشته میکنم.
بخش دوم: ریشههای شکاف ملت و نظامیان (توسعه یافته)
پیش از اسلام (نظام ساسانی و زرتشتی):
طبقهٔ نظامی جزو طبقات شاخص و انحصاری بود.
ورود به این طبقه برای عموم مردم میسر نبود.
این ساختار، جدایی اولیه را بنیان نهاد.
دوران حمله اعراب و اشغال (تقویت جدایی به نفرت):
تأثیر بر یادگیری نظامی: این نفرت و جدایی باعث ایجاد فاصلهٔ زیادی بین مردم و عملیات نظامی و همچنین یادگیری فنون مبارزه و امور جنگی شد.
اولویتبندی مردم:
- ۱۵ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر