آرشیو مرداد ماه 1405

نشر مقالات اجتماعی-نام اوران-بررسی وقایع تاریخی

دوشنبه ۲۳ شهریور ۰۵

اکروجت 14

 

بخش دوم: ریشه‌های شکاف ملت و نظامیان (بازسازی نهایی شده)

برخورد با مبارزان (بند اصلاح شده):

آزادیخواهان و مبارزان در راه وطن، اغلب توسط خود مردم به عنوان اخلالگر و مزاحم کسب و کار و کشاورزی تلقی می‌شدند.

حتی در محیط خانه، در مورد استقلال و بیرون راندن متجاوزان حرفی زده نمی‌شد.

چه بسا جوانان و شجاعانی که در همان شهر و روستا توسط مردم پشتیبانی نشدند و حتی لو رفتند و به دست نظامیان اشغالگر افتادند (و به شهادت رسیدند/نابود شدند).

من کل مجموعه اطلاعات بخش اول (جهانبانی/تاج طلایی) و بخش دوم (شکاف ملت و نظامیان) را با این اصلاحات در حافظهٔ خود حفظ کرده‌ام و منتظر دستور شما برای ادامهٔ مباحث تاریخی یا زمان اعلام تحلیل هستم.

هنوز زوده و مطلب زیادی مانده است

بسیار عالی. من همچنان در حالت ذخیره‌سازی و انباشت اطلاعات خواهم بود. لطفاً هر زمان که آماده بودید، جزئیات تاریخی جدید را برای اضافه کردن به این مجموعه ارائه فرمایید.

در حال حاضر، ما دو بخش اصلی را به دقت نگهداری می‌کنیم:

بخش اول: مربوط به تیمسار خلبان نادر جهانبانی/تاج طلایی (جزئیات منتظر تکمیل).

بخش دوم: مربوط به تاریخچهٔ شکاف مردمی-نظامی (شامل مسائل فرهنگی، اقتصادی و برخورد با مبارزان در دوران اشغال).

منتظر دستور شما هستم.

بالاخره سردارن و یا دلسوزان که احتمالا ثروتی هم داشتند تحرکات آزادیخواهی را شروع کردند و جوانی مانند بابک خرمدین با هزاران زحمت افرادی را جمع آوری کرد-تعلیمات نظامی و چریکی داد و آنها اماده مبارزات شهری شدند و حتی پیروزی هایی که بدست آوردند اما در نهایت با خیانت همان کسانی که امنیت را بیشتر از وطن دوست داشتند لو رفت و بطرز فجیعی -مینوی- شد--حالا اگر در حافظه تو علاوه بر بابک خرمدین مبارزان راه آزادی دیگر هم هست بگو

با تشکر از ارائهٔ این بخش جدید و بسیار مهم از تاریخ مبارزات. این اطلاعات نشان می‌دهد که در نهایت، بخش‌هایی از نخبگان و افراد متمول (که ثروتی هم داشتند) برای آغاز تحرکات آزادیخواهانه پیش‌قدم شدند، و این مبارزات به شکل سازمان‌یافته (آموزش نظامی و چریکی) به شهرها کشیده شد. همچنین تأیید می‌شود که خیانت افراد متمایل به حفظ «امنیتِ اقتصادی» عامل اصلی شکست و «مینوی شدن» این مبارزان بوده است.

بسیار خب. طبق دستور شما، من این اطلاعات را به بخش دوم اضافه خواهم کرد و همچنین وجود مبارزان دیگر را بررسی می‌کنم.

فوق العاده

گاهی نامی و یا خاطره ایی و یا اتفاقی قلب و روح انسان را تسخیر می کند و این رویداد ربطی به زمان ندارد.گاهی مثل همین مورد بیش از 50 سال میگذرد تا انسان در ان خاطره غوطه بخورد

اسمش احمد بود و در محل ما او را بنام احمد ساوه ایی می شناختیم.نام فامیلش را نمی دانم.قصه اش این است.
احمد راننده کامیون بود.در یک حادثه یک بسته پنبه بزرگ از بالای کامیون روی او می افتد و او را تا اخر عمر فلج می کند

احمد یک سه چرخه ساده داشت که با ان در خیابان قلعه مبارکباد قم عبور و مرور می کرد.او را که می دیدم سلامش می گفتم و او با مهربانی زیاد پاسخ می داد.او توانست با تعمیر رادیو مخارج زندگی خود را تا اندازه ایی تامین کند.احمد با همسر و تنها پسرش زندگی می کرد.حالا می فهمم که تحمل ان وضعیت تا چه اندازه میتواند سخت و طاقت فرسا باشد و احمد می توانست با صبر و تحمل به زیبائی و خوبی زندگی سخت را زیبا و قابل تحمل کند.

تا سال 1352 که قم را ترک کردم احمد زنده بود.حالا دوست دارم و از خدا می خواهم که کمک کند تا فرزند احمد و یا نوه هایش این پیام را بخوانند و با من تماس بگیرند.برای روح بزرگ و عالی احمد هم طلب امرزش و مغفرت می کنم.از کلیه کسانی که شخصی را با این مشخصات می شناسند و بیاد دارند خواهش می کنم با من تماس بگیرند

اکروجت 13

اولویت‌بندی مردم:

مردم ترجیح می‌دادند کشت و کار کنند و سهم نظامیان و ارباب‌ها را بپردازند و به سهم ناچیز خود راضی باشند.

در شهرها، مردم بر تجارت و کاسبی متمرکز بودند.

سیاست بقا:

وجود امنیت شکننده برای کسب و کار، بالاتر از استقلال کشور ارزیابی می‌شد.

مردم با هرگونه تحرک نظامی آن را به ضرر کسب و کار خود می‌دانستند.

آنها به نوبه خود، باج و خراج حاکمان (اشغالگران) را می‌پرداختند.

فقدان آگاهی ملی:

در باور و فرهنگ عمومی، مفاهیمی مانند استعمار، اشغال، و حتی “مملکت” و “ملت” شکل نگرفته بود.

امنیت نسبی برای کسب و کار کفایت می‌کرد.

مردم با هرگونه عرق ملی و وطن‌دوستی بیگانه بودند.

برخورد با مبارزان:

آزادیخواهان و مبارزان در راه وطن، اغلب توسط خود مردم به عنوان اخلالگر و مزاحم کسب و کار و کشاورزی تلقی می‌شدند.

حتی در محیط خانه، در مورد استقلال و بیرون راندن متجاوزان حرفی زده نمی‌شد.

شجاعان و جوانانی که به دفاع از وطن برمی‌خاستند، در همان شهر و روستا بدون پشتیبانی مانده و حتی لو می‌رفتند و به دست نظامیان اشغالگر (مینوی) می‌شدند.

اطلاعات به طور کامل ذخیره شد. منتظر دستور شما برای ادامهٔ بحث تاریخی یا اعلام زمان تحلیل هستم.

مینوی -می شدند یعنی کشته می شدند.بند آخر --شجاعان و جوانانی که....تصحیح کن---اشغالگران مینوی نبودند.تو در پرانتز به اشتباه مینوی را قرار داده ائی همین بند را درست کن

بسیار متوجه شدم. اشتباه در استفاده از واژهٔ «مینوی» در پرانتز در انتهای بند آخر در بخش دوم را اصلاح می‌کنم. «مینوی» به عنوان عنوان جدید برای تیمسار خلبان نادر جهانبانی تعریف شده است و نباید در این بافت تاریخی به اشغالگران اطلاق شود، بلکه منظور همان شهادت یا دستگیری توسط نیروهای متجاوز بوده است.

اکروجت 12

 

نتیجه نهایی: این عوامل، هرگونه منطق سازگاری را نابود کرد و جدایی را به نفرت شدید، ترس و وحشت مردم از نظامیان تبدیل نمود، که متقابلاً با اعمال زشت نظامیان (مصادره و کشتار) تقویت شد.

من منتظر ادامهٔ مطالب شما در همین راستا هستم.

همین نفرت و جدائی باعث ایجاد فاصله زیادی بین مردم و عملیات نظامی و اصولا یاد گیری فنون مبارزه و امور جنگی شد.مردم ترجیح می دادند که کشت و کار کنند و سهم نظامیان و ارباب ها را بدهند و راضی به سهم ناچیز خود بودند و در شهرها هم مردم تجارت و کاسبی می کردند و اصولا هر گونه تحرک نظامی را به ضرر خود ارزیابی می کردند و ان ها هم به نوبه خودشان باج و خراج حاکمان را می پرداختند و وجود امنیت را بالاتر از استقلال کشور ارزیابی می کردند.اصولا در باور و فرهنگ عمومی مسائلی مانند استعمار و اشغال و حتی مملکت و ملت شکل نداشت و ان ها همین که در امنیت شکننده می توانستند کاسبی کنند برایشان کفایت داشت.ان ها با هر گونه عِرق ملی و وطن دوستی بیگانه بودند و بیشتر اوقات آزادیخواهان و مبارزان در راه وطن را اخلالگر و مزاحم کسب و کار و تجارت و کشاورزی می دانستند و  درمورد استقلال و بیرون راندن متجاوزان حتی در محیط خانه هم حرفی نمی زدند و چه بسا جوانان و شجاعانی که در همان شهر و روستا توسط مردم پشتیبانی نشدند و حتی لو رفتند و بدست نظامیان اشغالگر مینوی شدند

از این جزئیات تکمیلی بسیار مهم سپاسگزارم. این نکات به خوبی بُعد اجتماعی و فرهنگی ریشه‌های این شکاف را روشن می‌سازد.

طبق دستور شما، من این اطلاعات جدید را به بخش دوم اضافه کرده و کل مجموعه را مجدداً برای اطمینان از دقت ذخیره‌سازی، بازسازی می‌کنم. در این مرحله، هیچ تحلیلی انجام نخواهم داد و صرفاً اطلاعات را انباشته می‌کنم.

بخش دوم: ریشه‌های شکاف ملت و نظامیان (توسعه یافته)

پیش از اسلام (نظام ساسانی و زرتشتی):

طبقهٔ نظامی جزو طبقات شاخص و انحصاری بود.

ورود به این طبقه برای عموم مردم میسر نبود.

این ساختار، جدایی اولیه را بنیان نهاد.

دوران حمله اعراب و اشغال (تقویت جدایی به نفرت):

تأثیر بر یادگیری نظامی: این نفرت و جدایی باعث ایجاد فاصلهٔ زیادی بین مردم و عملیات نظامی و همچنین یادگیری فنون مبارزه و امور جنگی شد.

اولویت‌بندی مردم:

اکروجت11

 

دوران حمله اعراب و اشغال:

دلیل شکست‌ها: این جدایی باعث شکست‌های فجیع شد؛ زیرا مردم حساب خود را از نظامیان جدا می‌دانستند و پشتیبانی و لجستیک لازم را فراهم نمی‌کردند.

تأثیر مصادره اموال: مصادره اموال و انبارها توسط نظامیان موجب افتراق و نفرت بیشتر مردم شد.

تعمیق نفرت: سایه سنگین سپاهیان خلیفه، ظلم، جور و تجاوز، حس جدایی و دشمنی را عمیق‌تر کرد.

مقایسه وحشیگری: تجاوزات نظامیان عرب وحشیانه‌تر و سخت‌تر از تفوق نظامیان ساسانی بود.

نتیجه: نابودی منطق سازگاری و تبدیل شدن جدایی به نفرت شدید، ترس و وحشت از نظامیان در مقابل اعمال زشت نظامیان (مصادره و کشتار).

من با دقت تمام منتظر ادامهٔ مسیر تاریخی شما خواهم ماند. نیازی به هیچ‌گونه تفسیر یا ارتباط‌دهی نیست.

در ادامه بخش دوم.فعلا در مورد بخش اول هیچ حرفی لازم نیست

دریافت شد. تمرکز را فقط بر توسعه و نظم‌دهی به بخش دوم (ریشه‌های شکاف ملت و نظامیان) حفظ می‌کنم و اطلاعات جدید را در چارچوب همان ساختار قبلی ذخیره خواهم کرد، بدون پرداختن به بخش اول (جهانبانی/تاج طلایی).

آخرین ساختار منظم شده برای بخش دوم به شرح زیر است:

بخش دوم: ریشه‌های شکاف ملت و نظامیان (تا پیش از دوران میانی)

پیش از اسلام (نظام ساسانی و زرتشتی):

طبقهٔ نظامی (لشکر/ارتش) جزو طبقات شاخص و انحصاری جامعه بوده است.

ورود به این طبقه برای عموم مردم میسر نبوده است.

این ساختار، جدایی اولیه را بنیان نهاد.

دوران حمله اعراب و اشغال (تقویت جدایی به نفرت):

علت شکست‌ها: جدایی مردم از نظامیان سبب شد تا مردم پشتیبانی و لجستیک لازم را فراهم نکنند و این امر به شکست‌های فجیع منجر شود.

تشدید افتراق: نظامیان با مصادره اموال و انبارها از مردم، نفرت را تشدید کردند.

سایهٔ ظلم: سایه سنگین سپاهیان خلیفه، ظلم، جور و تجاوز، حس جدایی و دشمنی را عمیق‌تر کرد.

ماهیت تجاوزات: تجاوزات نظامیان عرب وحشیانه‌تر و سخت‌تر از تفوق نظامیان ساسانی توصیف شده است.